۱۳۹۰-۱۲-۲۸

۱۳۹۰-۱۲-۲۷

از: به:

نمايندگان مجلس عزيز؛
انقدر خون خود را کثيف نکنيد که احمدي نژاد مملکت را به سخره گرفته است.
خود کرده را تدبير نيست.
با تشکر
يک عينک دودي که فقط سياه مي بيند.

۱۳۹۰-۱۲-۱۹

مفي کومون

دستش را در دماغش کرد و پس از چند حرکت چرخشي،خمشي،پيچشي انگشتش را بيرون
آورد و به طرف حضار گرفت و فرياد زد:
اين علامت مخصوص حاکم بزرگ،ميتي تو کون است.
بچسبونيدش زير قالي،بچسبونيدش زير قالي.(با صداي تسوکه)

۱۳۹۰-۱۲-۰۶

مشت آنست که خود بکوبد...

سالها بر دهان استکبار مشت کوبيديم؛
غافل از اينکه استکبار مجسمه اي بود بتوني...

ور ايز ماي ووت؟

در مملکتي که يکي از اصلي ترين مشکلاتش بيکاري است،عده اي در انتخابات
شرکت مي کنند و رأي سفيد مي دهند که مبادا در مراحل اداري استخدامشان
مشکلي پيش بيايد.
شما را با پرتقال فروش تنها مي گذارم!

۱۳۹۰-۱۲-۰۴

F8

هيچوقت به شيرهاي آبي و قرمز توالت اعتماد نکنيد؛
همين ديروز 100 هزار تومن پول بهشون دادم،فرار کردن.هارهار

۱۳۹۰-۱۲-۰۱

سطح شعور

مودبانه صحبت کردن دليلي بر با شعور بودن کامل نيست.
شعور سطوح مختلفي دارد که فرد مودب بي شعور در يکي از آن سطوح بالاخره
خود را نشان مي دهد.

۱۳۹۰-۱۱-۲۶

ميدان التحريم

پيشنهاد ميکنم يه ميدون تو همه ي شهرها بسازن و اسمش رو بذارن تحريم؛
اونوخت مردم هر روز با ماشينهاشون تحريم رو دور ميزنن.

۱۳۹۰-۱۱-۱۴

۱۳۹۰-۱۱-۱۰

راه مرا مي خواند!

هميشه فکر مي کردم اگه اون اتفاقي که خيلي منتظرش هستم بيوفته،ديگه راحت
ميشم،دغدغه هام کم ميشه،ميتونم راحت به علايقم برسم و خيلي چيزاي ديگه که
تو ذهنم ميگذشت.
اون اتفاق افتاد اما...
اون اتفاق افتاد اما دغدغه هاي من فقط از نوعي به نوع ديگه تبديل
شد،انگار قانون پيوستگي دغدغه وجود داره.
الان من سر يک دو راهي قرار گرفتم.بايد انتخاب کنم.
انتخابي که شکل زندگيم رو عوض ميکنه.
خوشبختانه اين انتخاب کاملا آگاهانه است.هر دو روي سکه رو ديدم.
به هر حال هر کدوم از اين مسيرها رو که انتخاب کنم سختي بايد بکشم.
آري،اين راه من است...

۱۳۹۰-۱۰-۲۶

به بهانه ي هفته ي هواي پاک

از درک بنرهايي که جمله ي "بياييد هوا را آلوده نکنيم" روي آن نوشته شده
و در پتروشيمي نصب شده است عاجزم.
بيشتر شبيه جوک است تا توصيه ي بهداشتي-محيط زيستي.