۱۳۹۱-۰۵-۰۷

افتتاحیه ی المپیک از منظر اخبار سیاسی-ورزشی ایران

خبرنگار جمهوری اسلامی در لندن، کنار ورزشگاهی که شب گذشته مراسم افتتاحیه ی المپیک در آن برگزار شد ایستاد و ضمن پر زرق و برق خواندن این مراسم گفت:
"این ورزشگاهی است که میلیون ها انگلیسی توانایی حضور در مراسم دیشب را نداشتند."
هر چند از گفته های قبل این خبرنگار درباره افتتاحیه ی المپیک می توان فهمید که هدف از جمله ی بالا نشان دادن اوضاع نامناسب اقتصادی مردم انگلیس در کنار برگزاری پر زرق و برق افتتاحیه ی المپیک است اما به نظر من پر بیراه هم نیست؛
نه تنها میلیون ها انگلیسی که میلیاردها نفر در سراسر جهان توانایی نداشتند در این مراسم پر زرق و برق شرکت کنند زیرا ظرفیت ورزشگاه 60 هزار نفر است.

۱۳۹۱-۰۵-۰۵

Is Thinking Easy?

اطرافیانم آدمهایی هستند که شعر و آهنگ "می خوام باهات برقصم" از منصور رو مسخره می کنن و ا َخ و تف میندازن بهش
اما به آهنگ "I wanna dance" جنیفر لوپز "عجب آهنگ توپی" میگن!

۱۳۹۱-۰۵-۰۱

تحریم

پس از اجرای تحریم های گسترده ی نفتی و اقتصادی علیه ایران در تیر ماه جاری توسط اروپا و آمریکا، ادبیات صدا و سیمای ایران در نامیدن این تحریم ها تغییر کرد.
قبلا صدا و سیما از عبارت " تحریم علیه ایران " استفاده می کرد اما پس از اجرای تحریم های فوق از عبارت " تحریم علیه ملت ایران " استفاده می کند. 
به نظر من این تغییر ادبیات به آن دلیل است که می خواهند مشکلات و ناکار آمدی های اقتصادی را که آثار آن روز به روز در زندگی مردم پر رنگ تر می شود یک جا به گردن تحریم های دشمن بیندازند. یعنی ملت ایران متوجه باشند که اگر مشکل اقتصادی وجود دارد به دلیل تحریم هایی است که علیه شما وضع شده است.

۱۳۹۱-۰۴-۲۱

What is the most resilient parasite?

يکي از آفت هاي جمع هاي دوستانه، افراد خيلي خوش خنده هستند.
افراد خيلي خوش خنده شرايطي رو فراهم مي کنند که مرز بي مزه و با مزه برداشته شود.
نتيجه چيزي نيست جز گسترش لوده بازي از سوي خوشمزه نماها.

۱۳۹۱-۰۴-۲۰

Distillation

درست کردن يک ماءالشعير (آب جو بدون الکل) انرژي بيشتري نسبت به آبجو الكل دار واسه جداسازي كامل الکلش ميخواد؛ سوالي که مطرحه اينه که چرا ماءالشعير خيلي ارزونتر از آبجوئه؟

۱۳۹۱-۰۴-۱۸

استبداد و تجربه ی حس شرم

متن زیر برگرفته از کتاب " در ستایش شرم" نوشته ی آقای حسن قاضی مرادی می باشد که در آن جامعه شناسی حس شرم در ایران را مورد بررسی قرار داده است.
قبل از نوشتن متن کتاب یک توضیح مختصر بدهم که منظور از حس شرم، حجب و حیا یا شرمندگی و خجالت زدگی نیست بلکه منظور پی بردن به خصوصیات اخلاقی یا رفتاری است که منجر به نتایج نادرست یا خلاف انتظار شده است.
وقتی چنین حسی در ما بوجود بیاید از خود عصبانی می شویم و به رفع این خصوصیات اخلاقی نادرست در خود می پردازیم.
در واقع شرم به معنای خشم به خود گرفتن و انقلاب درونی است و باعث رشد و تعالی انسان می شود و با خجالت زدگی که باعث سرافکندگی می شود تفاوت دارد.
در اینجا قسمتی از کتاب را انتخاب کرده ام که در آن به شیوه های طرد شرم (خصوصیات بد اخلاقی را دیدن و در صدد اصلاح برآمدن) در استبداد پرداخته است و در آن پذیرفتن حس شرم از سوی حاکم خودکامه، به منظور نفی مطلق بودن اراده ی خودکامه است.
متن کتاب:
" سرور مستبد با نتایج ویرانگر و فاجعه بار تصمیمات و دستوراتی که بروز اراده ی خودکامانه و مطلق اوست دست کم به سه صورت عمل می کند:
1-اعلام می کند که تصمیمات و دستورات او مطلقا ً صحیح است و عامل هر چه نتایج مصیبت بار آن تصمیمات و دستورات خوانده می شود، دشمنانی هستند که پیوسته علیه او و علیه همه ی مردمان به توطئه گری مشغول اند. این دشمنان، که البته بسیار قدرتمند اند، با بسیج بیشترین امکانات خود موانعی ایجاد می کنن تا تصمیمات او به نتایج یقینا ً موفقیت آمیزشان نرسد.
بدیهی است که این دشمنان خارجی، عوامل داخلی نیز دارند که آنان نیز از هر موقعیتی برای ناکام گذاشتن حکومت برای اجرای کامل و یکسر موفقیت آمیز تصمیمات و دستورات سرور مستبد استفاده می برند.
در همه حال، تداوم حکومت استبدادی و تداوم استیلای اراده ی خودکامانه ی سرور مستبد بر جامعه، به وجود دشمنان خارجی ِ واقعی و یا فرضی و عوامل داخلی آنان - که حتما ً واقعی اند - بستگی دارد.

2- اگر سرور مستبد نتواند دشمنی را به عنوان عامل به شکست انجامیدن اهداف و نتایج مصیبت بار تصمیمات و دستورات خود، معرفی کند اعلام خواهد شد که، به یقین، تصمیم دیگری نمی شد گرفت و فقط همان کاری را می شده و می باید کرد که او دستورش را داده بود.....این گفته که: "من این کار را کردم چون به طور مطلق هیچ کار دیگری نمی شد کرد" گفته ی همه ی سروران مستبد است......دیده می شود سرور مستبد تصمیمات خود را در صورتی که به نتایج نامطلوب برسد تغییر می دهد......این تغییر از طریق تجربه ی حس شرم و از مسیر نقد خویشتن انجام نمی دهد.بنابراین تغییر در تصمیمات او چنین توجیه می شود که اگر او نظر و تصمیم اش را تغییر داده به خاطر امکان سو استفاده های دشمنان خارجی و عوامل داخلی آن ها از تصمیمات پیشین او بوده است. او تصمیم خود را تغییر می دهدفقط برای این که جلو سو استفاده ها را، که بدون شک به مردم آسیب می زند، بگیرد.

3-سرور مستبد هر شکست خود در تحقق اهداف از پیش تعیین شده و یا هر پیامد ویرانگر و مصیبت بار تصمیمات و اَعمال اشتباه و یا خودکامانه ی خود را - که تماما ً به خاطر منافع و مصالح شخصی اش است - همچون موفقیت و پیروزی تام و تمام اعلام می کند. او اعلام می کند این دشمنان مملکت اند که می کوشند هر موفقیت او را همچون شکست و مصیبت بنمایند. آنان که موفقیت ها و دستاوردهای حکومت شخصی او را نمی بینند، یا فریب خورده و یا خائن اند. مردم نیز اگر بتوانند نتایج برنامه ها و تصمیمات او را درک کنند، بی تردید، خواهند فهمید چه موفقیت هایی نصیب شان شده و یا در انتظارشان است.
در این رویکرد نیز تجربه ی حس شرم ناممکن می شود."

در ادامه ی این کتاب به تاثیر استبداد در فقدان حس شرم در میان مردم می پردازد.

۱۳۹۱-۰۴-۰۹

آرزويي كه شايد هيچ وقت بهش نرسم

همه چيز از اون گرمكن ورزشي آبي آسموني شروع شد. گرمكني كه سه تا خط آبي پر رنگ تر داشت و از سر ِ شونه هاش شروع مي شد تا روي آستينش.
بعدها فهميدم كه همين سه تا خط موازي علامت يكي از بزرگترين توليد كننده هاي ورزشي دنيا يعني آديداسه.
ابتدايي بودم شايدم مدرسه نمي رفتم، دقيق يادم نيست
بهنام پسر همسايه مون بود كه چهار سالي از من بزرگتر بود. يه توپ چل تيكه يا همون ميكاسا داشت كه با هم فوتبال بازي
مي كرديم.
بهم مي گفت: "اين گرمكني كه تو داري مال دروازه بان آلمانه.اسمش كوپكه س. آندرياس كوپكه" از اسمش خوشم اومد. آندرياس
همون وقتا شبكه سه تازه به ما رسيده بود و برنامه هاي خوبي داشت يا لااقل ما اينطوري فكر مي كرديم.
يكي از برنامه هاش آموزش فوتبال يا يه همچين چيزي بود كه رودي فولر، مهاجم تيم ملي آلمان، ميومد و روش هاي
 دريبل زدن رو ياد ميداد.
پاهاش رو تند و تند دور توپ مي چرخوند و مثلا مي خواست حريف رو گيج كنه. ما هم بعد از برنامه مي رفتيم تمرين
مي كرديم اما خب، اين پامون به اون پامون مي گفت گه بخور، مي افتاديم زمين.
خيلي حال مي كرديم با برنامه ش. داداشم مي گفت : "من رودي فولرم، تو هم كوپكه اي. تو بايد وايسي دروازه تا ما بهت شوت بزنيم" حال نمي كردم  با دروازه بوني
بهنام هم شده بود يورگن كلينزمن. نمي دونم اونو از كجا گير آورده بود. من با دروازه بوني حال نمي كردم. فوتبالم خوب بود.
بعدا بهم گفتن تو لوتار ماتيوس باش.
همينكه ماتيوس گلر نبود راضي بودم.حالا سه تا از بازيكناي آلمان ما بوديم. سه تا از بهتريناش توي اون زمان.
ما سه تا فقط بازيكن مختص به خودمون نداشتيم، هر كدوم يه درخت هم واسه خودمون انتخاب كرده بوديم
.دوتا درخت بزرگ كنار هم بود كه مال اون دوتا بود، يه درخت  ديگه هم كه تك و تنها اونطرف تر بود شده بود مال من.
وقتي كه آلمان قهرمان جام ملتهاي اروپا شد من كلاس دو يا سوم ابتدايي بودم و شنيدم كه كلينزمن و ماتيوس هم تو اون بازي بودن.اينطوري شد كه ديگه طرفدار آلمان شدم.حتي آندرياس كوپكه هم بوده.
بعد از اينكه فهميدم ماتيوس تو تيم بايرن مونيخ بازي مي كنه طرفدار بايرن هم شدم.البته اينو زياد مطمئن نيستم، شايد چون بايرن مونيخ قوي ترين تيم آلماني بود طرفدارش شدم. نمي دونم به هر حال جام جهاني كه شد آلمان و ايران افتادن تو يه گروه.شايد باورتون نشه ولي وقتي ايران و آلمان بازي داشتن من طرفدار هر دوتاش بودم، حتي بيشتر آلماني آلمان از گروه رفت بالا اما چون بازي هاش دير وقت انچام ميشد نمي تونستم ببينم. يه روز صبح فهميدم كه كرواسي آلمان رو برده،اونم سه هيچ و آلمان حذف شده.
خيلي ناراحت شدم.همه ي بچه ها طرفدار برزيل و اين تيم قويا بودن و خيلياشون طرفدار فرانسه، همه تيماشون ميرفت بالا.اما تيم من همون اولا حذف شد.
هر كي مي فهميد طرفدار آلمان هستم مي گفت بابا اين چه تيم زاقارتيه تو داري و اينا.
كلاس پنجم كه بوديم معلم ورزشمون چارتا كاپيتان انتخاب كرد و گفت "ياركشي كنيد و تيم تشكيل بديد، اين تيما تا آخر سال ميمونه، اسم هم واسش انتخاب كنيد"
يكي از كاپيتانا من بودم. فوتبالم خوب بود شايدم خيلي خوب. اسما رو انتخاب كرديم و يكي گذاشت يوونتوس،يكي گذاشت منچستر و يكي رئال. منم گذاشتم مالك اشتر.
جدي گذاشتم مالك اشتر. اون زمان فكر مي كردم اگه اسم تيممون مالك اشتر باشه امام علي كمكمون مي كنه و همه ي تيما رو مي بريم.واقعا همچين فكري مي كردم، انصافا هم مي برديم.
يه زنگ مالك اشتر با يوونتوس بازي داشت، زنگ بعد با برنده  يا بازنده رئال منچستر مثلا.
كم كم از اسمش خسته شدم و و با ترس و لرز رفتم به معلممون گفتم كه مي خوام اسم تيمم رو عوض كنم، مي خوام بذارم بايرن مونيخ. اونم قبول كرد. ما هميشه مي برديم، دروغ نمي گم. معلممون هم نتايج رو يادداشت مي كرد و امتيازها رو جمع مي زد.
هيچوقت يادم نميره وقتي كه معلممون داشت نتايج رو مي پرسيد كه يادداشت كنه گفت: " اين بايرن مونيخ نميخواد ببازه؟!" ما هميشه مي برديم، خيلي قوي بوديم
احساس غرور مي كردم.نه از اينكه همه رو مي بريم، از اينكه اسممون بايرن مونيخه و همه رو داريم مي بريم
خرداد ماه همون سالي كه كلاس پنجم بودم بايرن مونيخ رسيد فينال. با منچستر بازي داشت. بازي دير وقت برگزار مي شد و من نتونستم ببينمش. يني مامان بابام به دليل اينكه بايد مي رفتم مدرسه نمي ذاشتن ببينم
هميشه صبحها مامانم راديو گوش ميداد، همين الانم كله ي سحر راديوش روشنه. فرداي همون شبي كه بايرن مونيخ توي فينال بازي داشت داشتم آماده ميشدم كه برم مدرسه. از راديو اخبار ورزشي پخش ميشد. " تيم فوتبال منچستر يونايتد با شكست بايرن مونيخ قهرمان اروپا شد" باورم نمي شد
اين دومين باري بود كه بهت زده ميشدم از فوتبال.اوليش همون آلمان كرواسي بود
بغض الود كيفم رو برداشتم و از خونه زدم بيرون، رفتم مدرسه. داشت گريه م مي گرفت.حتي چشام هم خيس شده بود. شايد اشكم هم در اومده بود
رسيدم به مدرسه ديدم همه خوشحالن كه منچستر قهرمان شده. مثه سگ هم دروغ مي گفتن. اصن حاليشون نبود فوتبال چيه.مطمئنم اگه بايرن مونيخ قهرمان ميشد اون عنا بازم خوشحال بودن.واسشون فرقي نمي كرد. فقط تريپ و ادعا بودن. همه شون تا ديروز نمي دونستن فرانسه تو اروپاس يا افريقا اما حالا كه قهرمان جهان شده بود همه شون طرفدار فرانسه بودن.مطمئنم اون عنا الان طرفدار اسپانيا و بارسلونا هستن.
من عاشق آلمان بودم، عاشق بايرن مونيخ. به جز سال ۲۰۰۱ كه بايرن قهرمان اروپا شد مابقيش همه ش واسم بغض و اندوه داشتن.شايد فكر كنيد كه فوتبال اينقدر مهم نيست كه آدم واسش بغض كنه وناراحت بشه، اما من توي زندگي چيزاي خيلي كمي هست كه عاشقش باشم.من عاشق فوتبال نيستم، من عاشق بايرن مونيخ و آلمانم
الانم با همه ي ناراحتي كه هر دوتاشون امسال واسم درست كردن باز هم منتظرم توي اين فصل ليگ قهرمانان اروپا بايرن قهرمان بشه و آلمان هم توي جام جهاني ۲۰۱۴ برزيل
آرزويي كه شايد هيچ وقت بهش نرسم


۱۳۹۱-۰۴-۰۶

نقش اسلام در کنکور يا نقش کنکور در اسلام؟

اينجور که کنکور ميتونه مردم رو به مساجد بکشونه و نمازخون و مومن کنه،
پند و اندرز بزرگترين مراجع نميتونه.
از شما چه پنهون خود خدا هم نمي دونست وعده ي قبولي تو کنکور از وعده ي
بهشت تاثيرگذار تر است.

۱۳۹۱-۰۴-۰۳

استخاره

نيت مي کند:
"خدايا. به من نشانه اي بده که با آن بتوانم آدم خوبي شوم"
قرآن را باز مي کند:

"لا تبديل لخلق الله"

۱۳۹۱-۰۳-۲۹

What the hell is that?

پانزده خرداد

1.برادرا خواهرا خواهش مي کنم کمک کنيد.اباالفضل کمکتون کنه برادرا خواهرا.

2.کفي کفش ببر ضد عرق، ضد بو فقط پونصد تومن.

3.مسواکاي اورال بي، خوشبو کننده ي دهان، خمير دندان، دهان شويه، فقط
هزار. آدامسهاي وايت بدون قند پونصد.

4.لواشکاي ترش و خوشمزه در طعم ها و رنگ هاي مختلف، 3 بسته فقط هزار.

5.محافظ کارتهاي الکترونيکي. 8 تا برگ داره 8 تا کارت جا ميگيره هزار.

6.سه بسته دستمال کاغذي هزار، فال هم داره.

ايستگاه بعد دروازه دولت..

۱۳۹۱-۰۳-۲۸

Irreversible

همواره دانشمندان به نتايجي دست پيدا مي کنند که قبلا آخوندها به آن
اشاراتي داشته اند.
برعکس آن غير ممکن است.

۱۳۹۱-۰۳-۱۹